تهییجفرهنگ مترادف و متضاد۱. اغوا، برانگیختگی، تحریک، تشویق ۲. جنبوجوش، شور ۳. شوقزدگی، هیجانزدگی ۴. برانگیختن، بههیجان آوردن، شوراندن ۵. بههیجان آمدن، برانگیخته شدن ۶. هیجانزده کردن، به
تهییجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام هییج، تحریک، تشویق، تشجیع، انگیزش، تأثیر شیفتن، مجذوب کردن، مفتون کردن، افسون کردن، جادوگری غلیان، آتش کولیبازی تهییج عامه، آشوبگری، انقلاب بر
تهییج کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام تهییج کردن، برانگیختن، برانگیزاندن، تحریک کردن، اثر داشتن شیفتن، مجذوب کردن، مفتون کردن، افسون کردن خوشنود کردن
تهییج ناپذیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ویش ناپذیری، خلقخوب، آرامش، آسودگی، متانت، وقار، صبر، خودداری، آرام، سکون، آسایش، استراحت، رفعخستگی، راحت، تسکین، آسودگی، قرار، فراغبال، آسود
تهییج کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام تهییج کردن، برانگیختن، برانگیزاندن، تحریک کردن، اثر داشتن شیفتن، مجذوب کردن، مفتون کردن، افسون کردن خوشنود کردن
تهییجکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ده، چیز یا شخص تهییجکننده، جنجالبرانگیز، تودهبرانگیز، پروپاگاندیست، عوامفریب، کولی، یاغی مهمیز، شلاق
تحریکپذیریirritabilityواژههای مصوب فرهنگستانتهییجپذیری غیرعادی و افراطی همراه با ناراحتی زودهنگام و عصبانیت و بیصبری
رزمبانگbattle cryواژههای مصوب فرهنگستانفریادی که سربازان برای تهییج نیروهای خودی یا ترساندن دشمن در هنگام جنگ سر میدهند