تهناللغتنامه دهخداتهنال . [ ت َ ] (اِ) لغت فارسی است . در اردوی هندی مستعمل ، آهن و جز آن که در اسفل نیام کارد و شمشیر باشدبه عربی آن را نَعل ... گویند. (نفائس ، از آنندراج ). زی
تهالکفرهنگ انتشارات معین(تَ لُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) باز افتادن ، افتادن ، تساقط . 2 - تمایل یافتن در حین راه رفتن . 3 - آزمند شدن ، حریص شدن بر چیزی . 4 - کوشش کردن به شتاب در امری .