تَهْتَدُواْفرهنگ واژگان قرآنهدایت را بپذیرید -هدایت یابید(جزمش به دليل جواب شرط بودن است )- تا هدایت یابید
تهترلغتنامه دهخداتهتر. [ ت َ هََ ت ْ ت ُ ] (ع مص ) نادانستن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). تهتار. (اقرب الموارد).
تهتارلغتنامه دهخداتهتار. [ ت َ ] (ع مص ) گول گردیدن و نادانستن . (منتهی الارب ): هتر الرجل تهتاراً (از باب ضرب )؛ گول و احمق گردید آن مرد ونادان شد. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده
تهتاللغتنامه دهخداتهتال . [ ت َ ] (ع مص ) باران باریدن . (تاج المصادر بیهقی ). پیاپی باریدن یا نیک باریدن ابر.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): هتلت السماء هتلاً و هتو