تهاجملغتنامه دهخداتهاجم . [ ت َ ج ُ ] (ع مص ) حمله کردن یکی بر دیگری . (از اقرب الموارد). به یکدیگر هجوم کردن . مقابل تدافع. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
تهاجمفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاخت، تعرض، تک، حمله، شبیخون، هجوم، یورش ≠ پدافند، دفاع ۲. حمله کردن، هجوم بردن، تک زدن ≠ دفاع کردن
تهاجم فرهنگیcultural invasionواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در طی آن جامعهای تلاش میکند ویژگیهای فرهنگی خود را بر جامعهای دیگر تحمیل و غالب کند