26 فرهنگ

272 مدخل


تنومند

tanumand

۱. تناور؛ فربه.
۲. بلندبالا.
۳. [مجاز] پرزور.

۱. پرزور، توانا، پرقوت، قدرتمند، زورمند، قوی ≠ کمزور، ناتوان
۲. بزرگ، بزرگجثه، تناور، جسیم، چاق، ستبر، عظیمالجثه، فربه، قویهیکل، کلان ≠ لاغر، نزار

burly, corpulent, full-bodied, gargantuan, huge, husky, immense, jumbo, portly, robust, sizable, sizeable, square, stalwart, voluminous