تنوعدیکشنری فارسی به انگلیسیcatholicity, diversity, heterogeneity, variation, range, variance, variety
تنوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، چندگونگی، گوناگونی، تعدد، اختلاف، واریته، تغییر پذیری، چندتایی، چندگانگی رنگارنگی، ناهمگنی تفاوت، اختلاف، دگرگونگی، پراکندگی، تفرق، تشتت، تفرقه، تش
تنوءلغتنامه دهخداتنوء. [ ت ُ ] (ع مص ) به جائی مقیم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). مقیم شدن در شهر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و فی الحدیث : من تنا
تنوع فرهنگیcultural diversityواژههای مصوب فرهنگستانتنوع و تغییرپذیری ساختارهای اجتماعی انسانـی برای سازگاری با وضعیتهای مختلف زیستی
تنوع آرایهشناختیtaxonomic diversityواژههای مصوب فرهنگستانمعیاری برای اندازهگیری تنوع گونهای در یک محیط براساس میزان ارتباط میان گونهها
تنوع آلفاalpha diversityواژههای مصوب فرهنگستانگوناگونی اندامگانهای موجود در یک ناحیه یا زیستگاه خاص