تنهایی بیکلغتنامه دهخداتنهایی بیک . [ ت َ ب َ ] (اِخ ) از ارسباران است . شخصی است گرم اختلاط و مجلس آرا و بی قید ولی با وجود گرمی و موافقی از مردم بهره مند نمی شود. شعر را ترکانه می گ
به تنهاییدیکشنری فارسی به انگلیسیalone, auto-, entirely, per se, personally, proper, self-, single-handedly, singly, solely