نفس کشیدن؛ دَم زدن؛ جذب اکسیژن و دفع دیاکسیدکربن بهوسیلۀ ریه.
〈 تنفس مصنوعی: (پزشکی) حرکاتی که با دست یا بهوسیلۀ اسباب به ریههای کسی که در اثر غرق شدن یا عارضۀ دیگری نفسش قطع شده باشد داده میشود تا هوا به ریههای او وارد شود و شروع به تنفس طبیعی بکند.
دم وبازدم
۱. استنشاق، دموبازدم، شهیق،
۲. نفس کشیدن، دم زدن، استنشاق کردن
breath, breather, breathing, intermission, respiration, rest