تنغیرلغتنامه دهخداتنغیر. [ ت َ ] (ع مص ) بانگ کردن بر کسی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). بانگ کردن بر شتر. (از اقرب الموارد). || نرم مالیدن کودک را. (منتهی الارب
تنقیرلغتنامه دهخداتنقیر. [ ت َ ] (ع اِ) بانگی شبیه به صفیر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
تنقیرلغتنامه دهخداتنقیر. [ ت َ ] (ع مص ) واپژوهیدن . (زوزنی ). بحث واپژوهیدن . کاویدن . (مجمل اللغةاز یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بازکاویدن از چیزی ، یقال : نقره و عنه . (منتهی الا
تَنیرَه اَسّیُووگویش بختیاریتنوره آسیاب آبى، مخزن عمیقى که همواره پر آب است و چرخ پرّه، سنگ آسیاب را به حرکت درمىآورد.
تصغیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استحقار، تحقیر، خوارداشت، کوچکشماری ≠ تعظیم ۲. حقیر کردن، خوار داشتن ≠ بزرگ داشتن ۳. کوچک کردن ≠ تعظیم