تنزلفرهنگ مترادف و متضاد۱. تخفیف، کاهش ۲. نزول ≠ ترقی، صعود ۳. فرود آمدن، پایینآمدن، نزول کردن ≠ صعود کردن، ترقی کردن ۴. کاهش یافتن، کم شدن
تنزلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تنزل، پایین آوردن، کاهش، اسقاط، زوال تنزل رتبه، تحقیر، حقارت ازتخت بهزیر آوردن، خلع، سرنگونی سرکوب، تحدید، سختگیری، انقیاد کاهش فشار، فقدان هوا اُف
تنضللغتنامه دهخداتنضل . [ ت َ ن َض ْ ض ُ ] (ع مص ) بیرون آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اخراج . (اقرب الموارد).
اُفت قیمتهاdeflation 1واژههای مصوب فرهنگستانتنزل نسبتاً طولانیمدت سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دورۀ زمانی