تندبارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. هرجانور درنده یا گزندهای که جانور دیگر را بخورد یا آزار برساند، مانند شیر و پلنگ.۲. جانور موذی.
تندبارلغتنامه دهخداتندبار. [ ت ُ ] (نف مرکب ) موذیات را گویند مانندشیر و پلنگ و مار و عقرب و زنبور و مورچه و امثال آن و هر جانوری که جانور دیگر را بخورد. (برهان ). سبع، مانند شیر
بی کرانلغتنامه دهخدابی کران . [ ک َ ] (ص مرکب ) (از: بی + کران ) بی کرانه . بی حد. بی نهایت . (آنندراج ). بی پایان . غیرمحدود. (ناظم الاطباء). نامحدود : نعمتش پاینده باد و دولتش پی