تنجیةلغتنامه دهخداتنجیة. [ ت َ ی َ ] (اِخ ) شهر معروف مراکش در نزدیکی جبل الطارق که تنجه گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به طنجه شود.
تنجیةلغتنامه دهخداتنجیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) برهانیدن . (تاج المصادربیهقی ) (زوزنی ) (از دهار) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (از اقرب الموارد). رستن و رهانیدن (لازم و متع
تنقیه ٔ قناتلغتنامه دهخداتنقیه ٔقنات . [ ت َ ی َ / ی ِ ی ِ ق َ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) پاک کردن و لاروب کردن قنات . (از ناظم الاطباء). بیرون آوردن گل ولای از مجاری قنات و پیشگیری از ک
تنبیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. تادیب، تعذیب، تعزیر، توبیخ، جزا، سیاست، عقاب، گوشمال، گوشمالی، مجازات، نسق ≠ تشویق ۲. بیدار کردن، هشیار ساختن ۳. آگاه کردن، واقف کردن ≠ غافل ساختن، باخبر گذا
تنبیه کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مجازات کردن، گوشمالی دادن، تادیب کردن، توبیخ کردن ۲. آگاه ساختن، واقف کردن ۳. متنبه ساختن، بیدار کردن، هشیار کردن
رهانیدنلغتنامه دهخدارهانیدن . [رَ دَ ] (مص ) رهاندن . متعدی از رهیدن و رستن . تخلیص . نجات دادن . خلاص . رهاندن . (یادداشت مؤلف ). خلاص کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). افلاط. (م
رستنلغتنامه دهخدارستن . [ رَ ت َ ] (مص ) نجات یافتن و آزاد شدن . (ناظم الاطباء). رها شدن . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). خلاص شدن و نجات یافتن . (آنندراج ) (از شعوری ج 2 ورق
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) لقب یونس بن متی یعنی صاحب ماهی یا همدم ماهی - و خداوند ماهی یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که مبعوث بر اهل نینوی بود و آنرا صاحب ال
تنقیه ٔ قناتلغتنامه دهخداتنقیه ٔقنات . [ ت َ ی َ / ی ِ ی ِ ق َ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) پاک کردن و لاروب کردن قنات . (از ناظم الاطباء). بیرون آوردن گل ولای از مجاری قنات و پیشگیری از ک