تنتیفلغتنامه دهخداتنتیف . [ ت َ ] (ع مص ) مبالغه ٔ نتف . (تاج المصادر بیهقی ). موی برکندن (شدد للمبالغة). (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تنطیفلغتنامه دهخداتنطیف . [ ت َ ] (ع مص ) گوشوار در گوش کردن . (تاج المصادر بیهقی ). گوشوار در گوش کسی کردن . (زوزنی ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). گوشواره
تنشیففرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - خشک کردن آب یا رطوبت چیزی . 2 - خشک شدن شیر در پستان .
منتفلغتنامه دهخدامنتف . [ م ُ ن َت ْ ت َ ] (ع ص ) از بیخ برکنده و پاک کنده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تنتیف شود.
تکتیفلغتنامه دهخداتکتیف . [ ت َ ] (ع مص ) به آهن پیوند نمودن آوند را. || بلند شدن فروع شانه ٔ اسب در رفتار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شانه جن