تنتجلغتنامه دهخداتنتج . [ ت َ ن َت ْ ت ُ ] (ع مص ) پیچ و تاب خوردن جهت برآمدن بچه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
منتجلغتنامه دهخدامنتج . [ م َ ت ِ ] (ع اِ) وقت نتاج آوردن و گویند: اتت الناقة علی منتجها؛ ای الوقت الذی تنتج فیه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).هنگام زه آوردن و وقت نتاج آور
تفریهلغتنامه دهخداتفریه . [ ت َ ] (ع مص ) بچه ٔ زیرک آوردن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اقرب الموارد آرد: فرهة الناقه و افرهت اذا کانت تنتج الفره . و فره جمع
اعتیاطلغتنامه دهخدااعتیاط. [ اِ ] (ع مص ) دیر باردار نگردیدن شتر ماده و زن بی عقر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دیر باردار نگردیدن شتر ماده و زن بی آنکه نازاباشند. (ناظم الاطباء). س
ابوعبدالغتنامه دهخداابوعبدا. [ اَ ع َ دِل ْ لاه ] (اِخ ) حسین بن عبدالسلام . معروف به جمل . شاعری مشهور مادح خلفاء وامراء. او بدمشق نزد احمدبن مدبّر که مقصد شعرای عصر بود شد و این