۱. هوشیار ساختن؛ آگاه کردن کسی بر امری.
۲. مجازاتی به منظور اصلاح و تربیت.
گوشمال
۱. تادیب، تعذیب، تعزیر، توبیخ، جزا، سیاست، عقاب، گوشمال، گوشمالی، مجازات، نسق ≠ تشویق
۲. بیدار کردن، هشیار ساختن
۳. آگاه کردن، واقف کردن ≠ غافل ساختن، باخبر گذاشتن
۴. تادیب کردن
۵. گوشمالی دادن، مجازات کردن ≠ تشویق کردن
amercement, cane, discipline, infliction, penalization, penalty, punishment