تناکحلغتنامه دهخداتناکح . [ ت َ ک ُ ] (ع مص ) مزاوجت کردن و یکدیگر را نکاح کردن . (ناظم الاطباء). تزوج بعضی با بعضی دیگر. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || فراهم آمدن بعضی درخت ب
تناکرفرهنگ انتشارات معین(تَ کُ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - خود را به نادانی زدن . 2 - دشمنی ورزیدن دو قوم با یکدیگر.
تناکرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خود را نادان نمایاندن؛ اظهار نادانی کردن؛ تجاهل.۲. ناشناختن.۳. با همدیگر دشمنی ورزیدن قوم.
تناجحلغتنامه دهخداتناجح . [ ت َج ُ ] (ع مص ) پی درپی خوابهای کسی راست آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
متناکحلغتنامه دهخدامتناکح . [ م ُ ت َ ک ِ ] (ع ص ) مرتبط شده بواسطه ٔ مزاوجت و زناشویی . (ناظم الاطباء). و رجوع به تناکح شود.
نسبلغتنامه دهخدانسب .[ ن َ س َ ] (ع اِ) نژاد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). اصل . (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) (غیاث
ثعالبیلغتنامه دهخداثعالبی . [ ث َ ل ِ ] (اِخ ) علامه ابومنصور عبدالملک بن محمدبن اسماعیل نیشابوری (350 - 429 هَ . ق .). از آنرو وی را ثعالبی گویندکه از پوستهای روباه پوستین کردی .
تناجحلغتنامه دهخداتناجح . [ ت َج ُ ] (ع مص ) پی درپی خوابهای کسی راست آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تناحبلغتنامه دهخداتناحب . [ ت َ ح ُ ] (ع مص ) باهم پیمان نمودن و وعده نهادن تا وقتی در قتال و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).