تنعللغتنامه دهخداتنعل . [ ت َ ن َع ْ ع ُ ] (ع مص ) نعلین در پای کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). نعل پوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تُنالtonal 1واژههای مصوب فرهنگستانصفت هریک از درجههای اول و چهارم و پنجم گامهای دیاتونیک غربی متـ . مایهای
تنالگانcorporate bodyواژههای مصوب فرهنگستانواحدی متشکل از چند نفر که با یک نام مشترک شناخته میشوند و بهلحاظ قانونی بهمثابۀ هویتی یگانه عمل میکنند
تنالگان تابعsubordinate bodyواژههای مصوب فرهنگستانتنالگانی که وابسته به تنالگان بزرگتری است و ازنظر سلسلهمراتب در درجۀ پایینتری قرار دارد
تنالگان تابعsubordinate bodyواژههای مصوب فرهنگستانتنالگانی که وابسته به تنالگان بزرگتری است و ازنظر سلسلهمراتب در درجۀ پایینتری قرار دارد
تنالگان مرتبطrelated bodyواژههای مصوب فرهنگستانتنالگانی که با تنالگانی دیگر مرتبط است، ولی از نظر سلسلهمراتب تابع آن نیست
تنالیدنلغتنامه دهخداتنالیدن . [ ت َ دَ ] (مص ) ریختن و ریخته شدن . || پاک کردن بواسطه ٔ شستن و مالیدن و جلا دادن . (ناظم الاطباء).