۱. با هم ضدونقیض بودن؛ مخالف بودن چیزی با چیزی؛ ضد یکدیگر بودن.
۲. (منطق) قضیهای که قضیۀ دیگر را باطل کند، مانند شبوروز.
۱. تخالف، تضاد، ضدیت، مغایرت، منافات ناسازگار
۲. ناسازگاربودن، ضدیکدیگر بودن
ambiguities, antithesis, cross-purpose, disagreement, discrepancy, disparity, incongruity, inconsistency, repugnance, self-contradiction, variance