تناجللغتنامه دهخداتناجل . [ ت َ ج ُ ] (ع مص ) باهم پیکار و نزاع کردن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تناسل . (اقرب الموارد). رجوع به تناسل شود.
تناسلفرهنگ مترادف و متضاد۱. توالد، تولید مثل، خلق، زادوولد، زهوزا، زایش ۲. فرزند زادن، زادوولد کردن، فرزند زادن
متناجللغتنامه دهخدامتناجل . [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) با هم پیکار و نزاع کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). با یکدیگر پیکار کننده و نزاع کننده . (ناظم الاطباء).