25 فرهنگ

760 مدخل


تموج

tamavvoj

۱. موج‌دار شدن.
۲. موج زدن آب.

۱. موج زدن، مواج بودن ≠ طوفانی شدن
۲. آرام شدن (دریا)

shimmer, sinuosity, undulation