تمهیدیلغتنامه دهخداتمهیدی . [ ت َ ] (ص نسبی ) مأخوذ از تازی ، ابتدایی و متعلق به مقدمه . (ناظم الاطباء). رجوع به تمهید و دیگر ترکیبهای آن شود.
نشست تمهیدی رسانههاmedia briefingواژههای مصوب فرهنگستاننشستی که در آن، بهجای یک خبر مستقل، اطلاعات یا توضیحات پسزمینهای به نمایندگان رسانههای مربوط ارائه میشود؛ در این نشستها ممکن است نمایندگان رسانهها گزاره
تمهیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. آمادگی، آمادهسازی، تدارک، تدبیر، تهیه، چاره، زمینهسازی، مقدمهچینی ۲. آماده کردن، آراستن، فراهم کردن ۳. زمینهسازی کرن، مقدمه چیدن ۴. گسترانیدن، هموار کردن، په
دیرشافزاییaugmentationواژههای مصوب فرهنگستانتمهیدی که در آن دیرِشِ نتهای یک لحن به یک نسبت افزایش مییابد
دیرشکاهیdiminutionواژههای مصوب فرهنگستانتمهیدی که در آن دیرشِ نتهای یک لحن به یک نسبت کاهش مییابد
قطع مذاکراتguillotineواژههای مصوب فرهنگستانقاعده و تمهیدی در برخی مجلسها که بر پایۀ آن با به پایان رسیدن زمان مقرر، مباحثه دربارۀ موضوعی خاص خاتمه مییابد
مجاراةلغتنامه دهخدامجاراة. [ م ُ ] (ع مص ) با کسی رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). با هم رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مناظره کردن در سخن .