تملکفرهنگ مترادف و متضاد۱. استملاک، تحصیل، تملیک، تصاحب، تصرف ۲. دارایی، مالکیت ۳. دارا شدن، صاحب شدن، مالک شدن، به تصاحبدرآوردن، بهچنگ آوردن ≠ از کف دادن، ازدست دادن
تملکلغتنامه دهخداتملک . [ ت َ ل ِ ] (اِخ ) نام صحابیه ای . (منتهی الارب ). نام زنی صحابی . (ناظم الاطباء).
تملکاتلغتنامه دهخداتملکات . [ ت َ م َل ْ ل ُ ] (ع اِ) املاک و متصرفات . (ناظم الاطباء). رجوع به تملک شود.
لَن تَمْلِکَفرهنگ واژگان قرآنهرگزمالک نيستی (اختيار نداری) (عبارت "وَمَن يُرِدِ ﭐللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِکَ لَهُ مِنَ ﭐللَّهِ شَيْئاً "یعنی : "و كسانى كه خدا عذاب براى آنان بخواهد، تو