چربزبانی کردن؛ چاپلوسی و اظهار فروتنی و محبت کردن.
چاپلوس
۱. تبصبص، تصلف، چاپلوسی، چربزبانی، ریاکاری، زبانبهمزدی، سالوس، مجیز، مجیزگویی، دملابه، مداهنه، موسموس
۲. چاپلوسی کردن، چرب زبانی کردن، مجیز گفتن، مداهنه کردن، لابه کردن
flattery, obsequiousness, subservience, sycophancy