تملزلغتنامه دهخداتملز. [ ت َ م َل ْ ل ُ ] (ع مص ) بردن و در تأخیر انداختن و رستن از کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تخلص و تملس از چیزی . (از اقرب الموارد).
متملزلغتنامه دهخدامتملز. [ م ُ ت َ م َل ْ ل ِ ] (ع ص ) آن که برهد از کاری . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رسته ورهایی یافته . (ناظم الاطباء). و رجوع به تملز شود
رستنلغتنامه دهخدارستن . [ رَ ت َ ] (مص ) نجات یافتن و آزاد شدن . (ناظم الاطباء). رها شدن . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). خلاص شدن و نجات یافتن . (آنندراج ) (از شعوری ج 2 ورق