تمسنلغتنامه دهخداتمسن . [ ت ُ س ُ ] (اِخ ) سِر جوزف جان ... فیزیکدان انگلیسی (1856-1940 م .) است اودر نزدیکی منچستر متولد شد و درباره ٔ مصالح ماده و الکترون مطالعات قابل توجهی ک
تمسنلغتنامه دهخداتمسن . [ ت ُ س ُ ] (اِخ ) سرویلیام ... لرد کلون . فیزیکدان انگلیسی (1824-1907 م .) است . وی در بلفاست متولد شد و درباره ٔ انرژی نور خورشید و الکتریسیته و مغناطی
تمسنلغتنامه دهخداتمسن . [ ت ُ س ُ ] (اِخ ) فرانسیس ... شاعر انگلیسی (1859-1907 م .) است و در پرستون متولد شد و زندگی بسیار سختی را گذراند و اشعارش دارای سادگی قابل تحسین و مشحون
تمسنلغتنامه دهخداتمسن . [ ت ُ س ُ ] (اِخ ) جیمز... شاعر اسکاتلندی (1834-1882 م .) است وی در بندرگلاسگون متولد شد اشعارش محتوی بدبینی و یأس است .
تمسنلغتنامه دهخداتمسن .[ ت ُ س ُ ] (اِخ ) جیمز... شاعر اسکاتلندی (1700-1748 م ) است که در ادنام متولد شد. او راست : دسه زون .
معدودةلغتنامه دهخدامعدودة. [ م َ دَ ] (ع ص ) تأنیث معدود. شمرده . شمارکرده . ج ، معدودات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و قالوا لن تمسنا النار الا ایاماً معدودة. (قرآن 80/2). و ش
مسلغتنامه دهخدامس . [ م َس س ] (ع مص ) بسودن . (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). لمس کردن و بسودن با دست بدون حایل و مانع شدن ، و دست زدن و آزمودن و
معدوداتلغتنامه دهخدامعدودات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ معدودة. رجوع به معدود و معدودة شود.- ایام معدودات ؛ روزهای اندک و قابل شمارش : ایاماً معدودات فمن کان منکم مریضاً او علی سفر ف