۱. شهرنشین شدن.
۲. خوی شهری گزیدن و به اخلاق مردم شهر آشنا شدن.
۳. زندگانی اجتماعی؛ همکاری مردم با یکدیگر در امور زندگانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود.
شهرآیین، شهریگری، شهرآیینی، پیشینه، فرهنگ، شهرگان
۱. شهرنشینی، مدنیت
۲. ثقافت، فرهنگ
۳. فرهیختگی
۴. شهرنشینشدن
civilization