تمثیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. صورت، نگاره، نماد ۲. تعبیر، افسانه، حکایت، قصه، داستان، مثل ۳. مثال آوردن، ۴. تشبیه کردن
نمایش اخلاقیmorality playواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نمایش تمثیلی قرون وسطی که به کشمکش نیروهای خیر و شر در انسان میپردازد
ماری دو فرانسلغتنامه دهخداماری دو فرانس . [ دُ ](اِخ ) شاعره ٔ فرانسوی که در نیمه ٔ دوم قرن دوازدهم میلادی . می زیست و داستانهای کوچک و تمثیلی از او باقی مانده است . (از لاروس ).
استعارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن استعاره، کنایه، مثل، مجاز حکایت تمثیلی، کلیله و دمنه، موشوگربه مستعارٌله، مستعارمنه