ﭐنسَلَخَفرهنگ واژگان قرآنتمام شد - سپري شد - جدا شد (معناي انسلاخ بيرون شدن و يا کندن هر چيزي است از پوست و جلدش ، ودر عبارت "وَﭐتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ﭐلَّذِي ءَاتَيْنَاهُ ءَايَاتِنَا
قُضِيَتِفرهنگ واژگان قرآنتمام شد- به پايان رسيد(در عبارت"قُضِيَتِ ﭐلصَّلَوٰةُ "حرف "ت" به دليل رسيدن به تشديد حرکت گرفته است)
تمام شدنلغتنامه دهخداتمام شدن . [ ت َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بکمال رسیدن . (فرهنگ رشیدی ). کامل شدن . (ناظم الاطباء) : این همه یکسره تمام شده ست نزد توای بت ملوک فریب . رودکی .زیرا بدی