تمامیلغتنامه دهخداتمامی . [ ت َ ] (ق ، اِ) همگی . (ناظم الاطباء). همه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سرتاسر : تمامی بگفتم من این داستان بدان سان که بشنیدم از باستان . فردوسی .ویع
هشتو نیواژهنامه آزاد(تمامی شهر های استان کرمان، مخصوصاً سیرجان و بافت) اشکالی ندارد؛ طوری نیست، موردی ندارد.
اطفای حریقfire suppressionواژههای مصوب فرهنگستانتمامی اقداماتی که در عملیات خاموش کردن حریق، از مرحلۀ کشف حریق تا خاموشسازی آن انجام میشود
اموال بازگشتهsalvage 1واژههای مصوب فرهنگستانتمامی اموال شامل کشتی و بار و ملحقات مربوط به آن که در فرایند بازگردانی نجات داده میشود متـ . بازگشته
بارافزارcargo gearواژههای مصوب فرهنگستانتمامی تجهیزات و ادواتی که در نزدیکی انبارهای کشتی برای بارگیری و تخلیه قرار دارد