تماریلغتنامه دهخداتماری . [ ت َ ] (ع مص ) به شک شدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شک نمودن در چیزی . (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
تماریلغتنامه دهخداتماری . [ ت ُ ی ی ] (ع اِ) درختی است . (منتهی الارب ). یک نوع درختی . (از ناظم الاطباء).
باب التمارینلغتنامه دهخداباب التمارین . [ بُت ْ ت َم ْ ما ] (اِخ ) بابی بمکه ٔ معظمه : و از آنجا (باب السطوی ) مقداری دیگر بروندباب التمارین بدو طاق ... و چون از آن بگذرند باب المعامل ب
تاریفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاریکی، ظلمت، ظلمانی ۲. تیرگی، کبودی ۳. انحراف، گمراهی ۴. کژی، نادرستی ۵. پلید، ناپاک ۶. تاربن
تاریخفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاریخچه، تذکره، سرگذشت، وقایع ۲. خداینامه، شاهنامه، سیرالملوک ۳. سابقه ۴. زمان، مورخه، وقت، زمان وقوع ۵. کتاب رویدادهای گذشته، تاریخنامه ۶. تقویم، گاهشماری ۷
باب التمارینلغتنامه دهخداباب التمارین . [ بُت ْ ت َم ْ ما ] (اِخ ) بابی بمکه ٔ معظمه : و از آنجا (باب السطوی ) مقداری دیگر بروندباب التمارین بدو طاق ... و چون از آن بگذرند باب المعامل ب
بستهیدنلغتنامه دهخدابستهیدن . [ ب ِ ت ِ دَ ] (مص ) ستیزه و لجاج کردن : ممارات ؛ با کسی بستهیدن . مجادله . منازعه . لجاج . تماری ؛ با یکدیگر بستهیدن . (زوزنی ) : در کارها بتا ستهیدن
بشک شدنلغتنامه دهخدابشک شدن . [ ب ِ ش َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ارتیاب . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ). امتراء. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ). تماری . (ت
باب المعامللغتنامه دهخداباب المعامل . [ بُل ْ ؟ ] (اِخ ) یکی از هفت در دیوار جنوبی مسجد حرام (مکه ٔ معظمه ) : ... و چون از آن [ باب التمارین ] بگذرند باب المعامل بدوطاق ، و برابر این س