تلییطلغتنامه دهخداتلییط. [ ت َل ْ ] (ع مص ) وصل کردن و سریش چسبانیدن . (ناظم الاطباء). الصاق . (اقرب الموارد).
تخییطلغتنامه دهخداتخییط. [ ت َخ ْ ] (ع مص ) سپیدی در سر پدید آمدن . (تاج المصادر بیهقی ).آمیختن سپیدی موی با سیاهی ، مانند خیوط گشتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از المنجد
تشییطلغتنامه دهخداتشییط. [ ت َش ْ ] (ع مص )سر و پاچه ٔ گوسفند سوختن و پاک کردن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در شعله ٔ آتش گرفتن کله پز سر و پاچه ٔ گوسفند را تا
تعییطلغتنامه دهخداتعییط. [ ت َع ْ ] (ع مص ) عیط گفتن یک مرتبه . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). بانگ کردن و یک بار عیط گفتن . (از اقرب الموارد). و عیط آواز جوانان چابک و
برچسبانیدنلغتنامه دهخدابرچسبانیدن . [ ب َچ َ دَ ] (مص مرکب ) الصاق . الاقة. نظم . الساق . تلییط.(منتهی الارب ). رجوع به هریک از این مترادفات شود.
تخییطلغتنامه دهخداتخییط. [ ت َخ ْ ] (ع مص ) سپیدی در سر پدید آمدن . (تاج المصادر بیهقی ).آمیختن سپیدی موی با سیاهی ، مانند خیوط گشتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از المنجد
تشییطلغتنامه دهخداتشییط. [ ت َش ْ ] (ع مص )سر و پاچه ٔ گوسفند سوختن و پاک کردن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در شعله ٔ آتش گرفتن کله پز سر و پاچه ٔ گوسفند را تا
تعییطلغتنامه دهخداتعییط. [ ت َع ْ ] (ع مص ) عیط گفتن یک مرتبه . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). بانگ کردن و یک بار عیط گفتن . (از اقرب الموارد). و عیط آواز جوانان چابک و
تلغیطلغتنامه دهخداتلغیط. [ ت َ ] (ع مص ) بانگ و فریاد کردن و خروشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).