تلولغتنامه دهخداتلو. [ ت َ ل َ ] (اِخ ) دو روستای مجاور هم بنام تلو بالا و تلو پایین است که در بخش شمیران شهرستان تهران کنار راه شوسه ٔ تهران به شمشک واقع است و200تن سکنه دارد.
oscillatedدیکشنری انگلیسی به فارسینوسان، تلو تلو خوردن، نوسان کردن، تاب خوردن، مردد بودن، از این سو به ان سو افتادن
swangدیکشنری انگلیسی به فارسیچرخش، تلو تلو خوردن، تاب خوردن، نوسان کردن، تاب دادن، اونگان شدن یا کردن، چرخیدن، بدار اویخته شدن
staggersدیکشنری انگلیسی به فارسیمشتاق، تلو تلو خوردن، یله رفتن، لنگیدن، گیج خوردن، بتناوب کار کردن، تردید داشتن