تلویحلغتنامه دهخداتلویح . [ ت َل ْ ] (ع مص ) گرم کردن چیزی به آتش .(تاج المصادر بیهقی ). گرم گردانیدن به آتش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || ب
تلویحفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - اشاره کردن ، با اشاره فهماندن . 2 - سخنی را در ضمن سخن دیگر به کنایه بیان داشتن .
تلویحفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمطلبی را به اشاره فهماندن؛ در ضمن گفته یا نوشتۀ خود موضوعی را با کنایه و اشاره بیان کردن.
تلویحاًلغتنامه دهخداتلویحاً. [ ت َل ْ حَن ْ ] (ع ق ) به اشاره . مقابل تلمیحاً. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تلویح و تلمیح شود.
تلویحاًلغتنامه دهخداتلویحاً. [ ت َل ْ حَن ْ ] (ع ق ) به اشاره . مقابل تلمیحاً. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تلویح و تلمیح شود.
تلویحاواژهنامه آزادتلویحاً - در پرده ، غیر صریح ، پوشیده ، سربسته ، نهانی ، در لفافه تلویحاً؛ در پرده، پوشیده، سربسته، نهانی، در لفافه.
ناگفتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تلویحی، مسکوت، مکتوم، گفتهنشده، اسرارآمیز▼، سرّی، محرمانه، امضامحفوظ، ناگفتنی، غیرقابلدرک
پایگان دسترسیaccessibility hierarchyواژههای مصوب فرهنگستاننـوعی جهـانیِ تلـویحی ( implicational universal) که براساس آن امکان موصولیسازی رابطههای دستوری نهاد/ فاعل و مفعول مستقیم و مفعول غیرمستقیم و مفعول حرف اضافه