تلنگواژهنامه آزادتلنگ بر وزن فلنگ:هرقسمت از خوشه انگور را گویند که پس از جدا شدن ، دانه های قسمت جدا شده چسبیده باشد.
تِلِنْگگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی صدا کردن چیزی ،یعنی صدا کردن چیزی ، یادآوری کردن موضوعی ، هشدار دادن ،، متوجه کردن کسی به کاری یا واقعه ای
تلنگ دررفتنفرهنگ انتشارات معین( ~. دَ. رَ تَ) (مص ل .) (عا.) 1 - گوزیدن . 2 - در انجام کاری ضعیف و ناتوان شدن .
تلنگ دائرهلغتنامه دهخداتلنگ دائره . [ ت ِ ل ِ ءِ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) آوازی که از دایره به نواختن برآید. (آنندراج ) (بهار عجم ). || نام بازی و آن چنان است که طفلان خطی کشیده مهره بازی
تلنگ دائرهلغتنامه دهخداتلنگ دائره . [ ت ِ ل ِ ءِ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) آوازی که از دایره به نواختن برآید. (آنندراج ) (بهار عجم ). || نام بازی و آن چنان است که طفلان خطی کشیده مهره بازی
flickدیکشنری انگلیسی به فارسیتلنگر، تکان ناگهانی، سینما، ضربت اهسته و سبک با شلاق، تکان دادن، قطع کردن، بریدن