تلمقلغتنامه دهخداتلمق . [ ت َ ل َم ْ م ُ ] (ع مص ) خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تلمج . یقال : ماتلمق بشی ٔ؛ ای ماتلمج . (اقرب الموارد). رجوع به تلمج شود.
متلمقلغتنامه دهخدامتلمق . [ م ُ ت َ ل َم ْ م ِ ] (ع ص ) خورنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ). چشنده و خورنده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تلمق شود.
سبزیلغتنامه دهخداسبزی . [ س َ ] (حامص ) حالت و چگونگی سبز. منسوب بسبز، همچون سیاهی و سفیدی که منسوب بسیاه و سفید است . (برهان ) (آنندراج ) : دگر ره چو سبزی درآمد بشاخ سهی سرو را