تَلماسهduneواژههای مصوب فرهنگستانتپه یا پشتهای کوتاه از مواد سست معمولاً ماسهای که باد آنها را از جایی به جای دیگر حرکت میدهد و مجدداً به شکل تپه بر روی هم انباشته میکند
تَلماسۀ متحرکmobile duneواژههای مصوب فرهنگستانتَلماسهای ساحلی که براثر حرکت باد به وجود میآید و بخشی از سطح آن فاقد پوشش گیاهی است متـ . تَلماسۀ جابهجاشونده shifting dune
تَلماسة مهارشدهanchored dune, fixed dune, established dune, stabilized duneواژههای مصوب فرهنگستانتَلماسهای که حرکت آن متوقف شده یا شکل آن براثر رشد گیاه یا سیمانیشدن ماسه از تأثیر باد بیشتر در امان مانده است
تلماظةلغتنامه دهخداتلماظة. [ ت ِ ل ِم ْ ما ظَ ] (ع ص ، اِ) زن بیهوده گوی بسیارسخن یاوه درای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).