تلثیلغتنامه دهخداتلثی . [ ت َ ل َث ثی ] (ع مص ) شلم گرفتن از درخت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : خرجنا نلتثی و نتلثی . (اقرب الموارد).
تلسینلغتنامه دهخداتلسین . [ ت َ ] (ع مص ) زبانه دار کردن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). چیزی را زبانه کردن . (آنندراج ).
تلسینلغتنامه دهخداتلسین . [ ت َ ] (ع مص ) زبانه دار کردن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). چیزی را زبانه کردن . (آنندراج ).
کالیگاریسلغتنامه دهخداکالیگاریس . (اِخ ) لویس . او راست کتاب «سیره ٔ ناپلیون اول » که به چهار بخش قسمت کرده است : 1- وضع فرانسه و ایام صباوت ناپلیون . 2- دوره ٔ شکوه و جلال ناپلیون .