تلاوتلغتنامه دهخداتلاوت . [ ت ِ وَ] (ع مص ) تلاوة. خواندن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خواندن قرآن و جز آن . (آنندراج ). خواندن با قرائت و اندیشه و تأمل . (ناظم الاطباء
طلاوتفرهنگ انتشارات معین(طَ یا طِ وَ) [ ع . طلاوة ] (اِمص .) 1 - خوبی ، نیکویی . 2 - شادی ، شادمانی .
تلاؤملغتنامه دهخداتلاؤم . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) کفشیر پذیرفتن جراحت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استصلاح . (اقرب الموارد).
تَتْلُواْفرهنگ واژگان قرآنتلاوت مي کني - تلاوت می کند (مؤنث)(در جمله "تَتْلُواْ ﭐلشَّيَاطِينُ "شیاطین چون جمع مکسر است مثل مؤنث مجازی می ماند و چون جمله با فعل شروع شده آن را مفرد آورده