تلاقی برگشتیbackcrossواژههای مصوب فرهنگستانتلاقی دورگۀ اف1 (F1) یا یک ناجورتخم با یکی از والدها یا با فردی با ژننمود مشابه یکی از والدهای اولیه متـ . آمیزش برگشتی
بهنژادی تلاقی برگشتیbackcross breedingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از روشهای بهنژادی ازطریق دورگگیری تکراری با یکی از والدهای دورگۀ اولیه و گزینش برای انتقال یک صفت مطلوب
تلاقیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. به هم رسیدن؛ رسیدن دو شخص یا دو چیز به هم.۲. یکدیگر را دیدن؛ دیدار کردن با هم.
والدِ دهندهdonor parentواژههای مصوب فرهنگستانیکی از والدین گیاه دورگ که فقط یک بار از آن در تلاقی برگشتی استفاده میشود
اردوانلغتنامه دهخدااردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) سوم . اشک هیجدهم . چون اشک هفدهم وُنُن اول بر تخت سلطنت ایران جلوس کرد، بعلت آنکه وی به اخلاق رومی عادت کرده بعض عادات پارتی را نمی پس
حرقفیلغتنامه دهخداحرقفی . [ ح َ ق َ فی ی ] (ع ص نسبی ، اِ) یکی از سه استخوان که استخوان حرقفه ٔ پهلو را تشکیل دهند. علی بن زین العابدین همدانی گوید:استخوان خاصره که حرقفه نیز نام
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) شاه افغان درّانی ابدالی (از 1160 تا 1187 هَ . ق .). ابوالحسن گلستانه در مجمل التواریخ آرد: احمدخان ولد زمان خان ابدالی سدوزه ای قبل از ا