تلاجیملغتنامه دهخداتلاجیم . [ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه است که در بخش دودانگه ٔ شهرستان ساری واقع است و130تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
تلأبیبةلغتنامه دهخداتلأبیبة. [ ت ُ ل َءْ ب َ ] (ع اِ) راستی کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). استقامت : بالامر تلابیبة؛ ای استقامة. (اقرب الموارد).
تلاجیملغتنامه دهخداتلاجیم . [ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه است که در بخش دودانگه ٔ شهرستان ساری واقع است و130تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
ماهیلغتنامه دهخداماهی . (اِ) ترجمه ٔ سمک و حوت . (آنندراج ).حیوانی که در آب زیست دارد و دارای ستون فقری می باشد و به تازی حوت نامند. (ناظم الاطباء). در اوستا، «مسیه » (ماهی ). پ
شکارلغتنامه دهخداشکار. [ ش ِ ] (اِ)قصد کشتن آدمی مر حیوانی را. (آنندراج ) (غیاث ). صیدکردن حیوانی را. (از یادداشت مؤلف ). صید. قنز. قبض . (منتهی الارب ). وعد. (از المنجد): اصطی
تلأبیبةلغتنامه دهخداتلأبیبة. [ ت ُ ل َءْ ب َ ] (ع اِ) راستی کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). استقامت : بالامر تلابیبة؛ ای استقامة. (اقرب الموارد).