طلابلغتنامه دهخداطلاب . [ طَل ْ لا ] (ع ص ) بسیار جوینده . بسیار خواهنده . ج ، طلابون . || (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).
طلابلغتنامه دهخداطلاب . [ طِ ] (ع مص ) مطالبه . خواستن حق خود را از کسی . بازجست کردن . (منتهی الارب ). درخواستن چیزی .
تلأبیبةلغتنامه دهخداتلأبیبة. [ ت ُ ل َءْ ب َ ] (ع اِ) راستی کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). استقامت : بالامر تلابیبة؛ ای استقامة. (اقرب الموارد).
تلابنکواژهنامه آزادهمانگونه که ذکر شد تلابنک نام روستایی در اشکورات می باشد. اما نام این روستا از دو کلمه تله و بن تشکیل شده است بدان معنا که در پایین (بن) تخته سنگ های بزرگ (تله
تلأبیبةلغتنامه دهخداتلأبیبة. [ ت ُ ل َءْ ب َ ] (ع اِ) راستی کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). استقامت : بالامر تلابیبة؛ ای استقامة. (اقرب الموارد).
تلابنکواژهنامه آزادهمانگونه که ذکر شد تلابنک نام روستایی در اشکورات می باشد. اما نام این روستا از دو کلمه تله و بن تشکیل شده است بدان معنا که در پایین (بن) تخته سنگ های بزرگ (تله
تلابنکلغتنامه دهخداتلابنک . [ ت َ ب ُ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشکور سفلی که در بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع است و در حدود 110 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)