تقلیلغتنامه دهخداتقلی . [ ت َ ق َل ْ لی ] (ع مص ) دشمنی نمودن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || غلطیدن بر فراش . (از اقرب الموارد).
تقلیلغتنامه دهخداتقلی . [ ت ُ ] (اِ) گوسفند ششماهه را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (آنندراج ). و این ترکی است چه در فارسی قاف نیست و اگر در لغتی قاف باشد اصل آن غی
تغلیلغتنامه دهخداتغلی . [ ت َ غ َل ْلی ] (ع مص ) غالیه بکار داشتن . (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ). خضاب کردن در غالیه و آلودن آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از
تغلیلغتنامه دهخداتغلی . [ ت ُ غ ُ ] (اِ) بره یکساله . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (یادداشت مرحوم دهخدا). در گناباد خراسان بره ٔ یکساله ، از نوع میشینه را گویند.- بره ٔ تغلی ؛ بره ٔ فر
تقلید کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیروی کردن، تبعیت کردن ۲. مقلد شدن ۳. ادای کسیرا در آوردن ۴. کار کسی را الگو قرار دادن