25 فرهنگ

1041 مدخل


تقلب

taqallob

۱. در کاری به سود خود و زیان دیگری تصرف کردن.
۲. نادرستی و دغلی.
۳. [قدیمی] برگشتن از حالی به حالی؛ دگرگون شدن.

دغل کاری، دغلی، نیرنگ

۱. تزویر، جعل، دغلکاری، شید، غش، قلب، نادرستی
۲. دگرگون شدن، قلب شدن
۳. واژگون شدن

adulteration, deception, cheat, deceit, dishonesty, fix, fraud, hocus-pocus, indirection, manipulation