تقسیم کارdivision of labourواژههای مصوب فرهنگستاننظامی برای سازماندهی تولید ازطریق تقسیم وظایف متمایز میان گروههای کاری و کارکنان
تقسیم کار بینالمللیinternational division of labourواژههای مصوب فرهنگستانتخصصی شدن برخی از کشورها در شاخههای تولید با توجه به ظرفیتها و امکانات موجود
تقسیم کار خانگیdomestic division of labourواژههای مصوب فرهنگستانتقسیم کارها و مسئولیتها و نقشها در خانه میان زن و مرد، در پی ورود زنان به اجتماع و بازار کار
تقسیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. انشعاب، پخش، توزیع ۲. بخش، تسهیم، قسمت ۳. تجزیه ۴. بخش کردن ≠ ضرب کردن ۵. قسمت کردن، توزیع کردن
تقسیم کار خانگیdomestic division of labourواژههای مصوب فرهنگستانتقسیم کارها و مسئولیتها و نقشها در خانه میان زن و مرد، در پی ورود زنان به اجتماع و بازار کار
جداسازی جنسیsex segregationواژههای مصوب فرهنگستانجدا کردن دو جنس براساس ویزگیهای زیستی آنها و در نتیجه ایجاد تمایز جنسی در تقسیم کار در نهادهای اجتماعی مانند خانواده و محل کار