تقریب تختالیslab approximationواژههای مصوب فرهنگستاندر لایۀ آمیخته، تقریبی برای ساده کردن با توجه به تکانۀ افقی
تقریبفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نزدیک کردن؛ نزدیک گردانیدن.۲. نزدیک بودن.۳. [قدیمی] نوعی دویدن اسب؛ چهارنعل.
تقریبفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - نزدیک کردن . 2 - چهار نعل تاختن اسب . 3 - قربانی کردن .
تقریبapproximation 1واژههای مصوب فرهنگستاننتیجهای که دقیق نیست، ولی برای منظور معینی به اندازۀ کافی به نتیجۀ درست نزدیک است
تقریبلغتنامه دهخداتقریب . [ ت َ] (ع مص ) نزدیک کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نزدیک گردانیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج )
لایۀ تختالیslab layerواژههای مصوب فرهنگستاندر اقیانوسشناسی، لایهای آمیخته که برای آن تقریب تختالی را میتوان به کار بست
حرکت تختالگونslablike motionواژههای مصوب فرهنگستانمیدان سرعت افقی که برای آن میتوان تقریب تختالی را به کار بست
پیلغتنامه دهخداپی . [ پ َ ] (اِ) دنبال . عقب . پشت . پس . دنباله . عقیب . اثر: پی او؛ دنبال او. بر اثر او : یکی غرم تازان پی یک سوارکه چون او ندیدم به ایوان نگار. فردوسی .برآش
تقریب تکانۀ زمینگَردgeostrophic momentum approximationواژههای مصوب فرهنگستانتقریب انتخابی تکانۀ واقعی با تکانۀ زمینگَردِ متناظر آن
تقریب زمینگَردgeostrophic approximationواژههای مصوب فرهنگستان1. فرضی که با آن باد افقی بهصورت باد زمینگَرد نمایانده میشود 2. تقریب شبهزمینگَرد