تقدیمیلغتنامه دهخداتقدیمی . [ ت َ ] (ص نسبی )پیشکشی و هر چیزی که بکسی پیشکش کنند. (ناظم الاطباء). اهدایی . رجوع به تقدیم و دیگر ترکیبهای آن شود.
حرکت تقدیمیprecessionواژههای مصوب فرهنگستانجابهجایی تدریجی راستای محور چرخش زمین یا هر جسم چرخان که مخروطی فرضی را در فضا ایجاد میکند
تقدیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اهدا، پیشکش، تسلیم، نثار ۲. اهدا کردن، پیشکش کردن، هدیه دادن ۳. پیش انداختن ۴. پیش فرستادن ۵. نزدیکبودن ۶. مقدم داشتن
تقدیم کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اهدا کردن، پیشکش کردن، هدیه دادن، دادن، تقدیمداشتن ۲. برتری دادن، ترجیح دادن، مقدمداشتن
ناوش 2nutationواژههای مصوب فرهنگستانتغییرات منظم زاویۀ بین محور چرخش و محور حرکت تقدیمی متـ . رقص محوری
مغناطیسسنج نوردمشیoptically pumped magnetometerواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مغناطیسسنج که شدت میدان مغناطیسی کلی را با استفاده از بسامد تقدیمی اتمهای مغناطیسی در حالت گازی اندازهگیری میکند