۱. نصیب، قسمت، و سرنوشتی که خداوند برای بندگان خود معین فرموده؛ قضا و فرمان خداوند.
۲. [قدیمی] اندازۀ چیزی را نگه داشتن.
۳. [قدیمی] اندیشیدن.
۴. [قدیمی] تعیین قدر و مقدار.
۵. [قدیمی] مقدر کردن.
۶. (اسم مصدر) [قدیمی] اندازه گرفتن.
ارج گذاری، سرنوشت
۱. سرنوشت، قدر، قضا، مشیت الهی، مقدر ≠ تفویض
۲. امتنان، تشویق، سپاسگزاری، ستایش، قدردانی ≠ توبیخ
۳. قسمت، نصیب، طالع، بخت
۴. مرگ، اجل
۵. عاقبت کار، فرجام
approbation, citation, destiny, fate, foreordination, fortune