26 فرهنگ

1660 مدخل


تقدم

taqaddom

۱. پیش‌ افتادن؛ جلو رفتن.
۲. پیشی داشتن؛ پیش بودن از دیگران.

پیشینگ

۱. اولویت، برتری، پیشدستی، پیشی، ترجیح، رجحان، سبق، مزیت ≠ تاخر
۲. پیش افتادن، پیش بودن، پیش رفتن، جلو رفتن، پیشی جستن، پیشی گرفتن

lead, precession, primacy, priority, superiority