تقاضافرهنگ مترادف و متضاد۱. استدعا، التماس، تمنا، توقع، خواهش، درخواست، طلب، مراد، مسئلت ≠ امر، حکم، دستور ۲. درخواست کردن، متقاضی شدن
تقاذعلغتنامه دهخداتقاذع . [ ت َ ذُ ] (ع مص ) یکدیگر را فحش گفتن و دشنام دادن و تهمت زدن . (ناظم الاطباء). رجوع به اقذاع شود.
تقاضا کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مستدعی بودن، خواهش کردن، درخواست کردن، متمنی بودن ۲. مقتضی بودن، ایجاب کردن، اقتضا کردن