تفکیکفرهنگ مترادف و متضاد۱. افراز، انتزاع، انفکاک، تجزیه، تشخیص، تفریق، جداسازی، جدایی، فصل، فک ۲. جدا کردن
تفکیکفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) از هم جدا کردن ، بازگشادن . 2 - (اِمص .) جدایی ، گشودگی . 3 - گرفتن سند جداگانه برای بخشی از یک ساختمان .
تفکیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جدا کردن چیزی از چیز دیگر.۲. [قدیمی] باز کردن.۳. [قدیمی] رها کردن.
categorizedدیکشنری انگلیسی به فارسیتفکیک شده، دسته بندی کردن، طبقه بندی کردن، رده بندی کردن، رسته بندی کردن
categorisedدیکشنری انگلیسی به فارسیتفکیک شده، دسته بندی کردن، طبقه بندی کردن، رده بندی کردن، رسته بندی کردن
تجزیه 3sorting 1, tri (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانتفکیک دستی و مکانیکی مرسولات براساس مقصد و نشانی گیرنده یا مشخصههای دیگر